1391/12/27

بهاران نیست


بهاران است!

سخن زیباست

هنوزدر کنج ذهن عشق

زمستان است

 نه باران است

نه بویی از بهاران است

دل من درازای غصه ات

ای دوست

ای  میهن

چه بی تابانه خونش ریخت

سراسرزندگی

                     آزادگی

در چنگ زندان است

بهاران کو

یاران کو

جهالت ساقه ی هر لاله را زنجیر پیچیده

دروغ است آنچه می لافند؛

زمستان رفت بهاران است.

 

آژن–کابل